زیاد که نه، اما اتفاق افتاده که بیایم اینجا چیزهایی بنویسم تا ظهر نگهشان دارم وسط شلوغی های اتاقم گاهی بهشان سر بزنم و نهایتا آخر وقت پاکشان کنم و بروم.
کم حرف شده ام و این کم حرفی به اینجا هم سرایت کرده است.
کلمات میچرخند توی سرم و به دست و زبانم که میرسند یا لال می شوند یا کور یا فلج
شبیه خودم که معلول شده ام بی علت
نیستی که برایم بگویی توی عربی معلول را برای چه منظوری استفاده می کنند یا هم خانواده ها و هم ترازهایش چه ها هستند.
نیستی و کلمات را گم کرده ام درست شبیه خودم که گم شده ام و این بار سخت تر از همیشه است پیدا کردنم
که دیگر آن دخترک شیطان پر جنب و جوشی نیستم که حوصله ندارد برای زمان طولانی مخفی بماند و خنده هایش مخفیگاهش را لو می دهد.
حالا می توانم برای ساعتها و روزها ساکن و ساکت بنشینم و تو حتی صدای نفسهایم را نشنوی
معلول علتهای این قحط سال دمشقی ام
معلول اردیبهشت که نبودی و تمام شد...
برچسب:
نویسنده: آرتین حسینیان